تبليغاتX
کاکوچ

ظاهرا بعد جنگ لفظی ضرغامی و احمدی نژاد بر سر گرانی و حرف های احمدی نژاد که گرانی را بر گردن مطبوعات و "رسانه ی ملی" می انداخت و بعد از حرفهای تند ضرغامی در مجلس بر علیه احمدی نژاد این جنگ با نزدیک شدن به انتخابات شوراها وارد فاز جدیدی شده است.دیروز شاهد پخش سرود "یار دبستانی من" از صدا و سیما بودیم البته پخش این سرود تا چند سال پیش در صدا و سیما ممنوع بود و هر کس این شعر را زمزمه می کرد با او برخورد انقلابی!!!می شد حالا این سرود در حالی پخش می شود که در زیر آهنک تصاویری از احمدی نژاد پخش می شود و تصاویر به نحوی با آهنگ مچ شده که مثلا در قسمتی از آهنگ که می گوید دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه تصاویر مکررا بر روی احمدی نژاد زوم می شود یا در جایی دیگر که می گوید دشت بی فرهنگی ما هرز تموم علفاش به گونه ای صورت احمدی نژاد را به تصویر می کشد که یک لحظه احمدی نژاد را بصورت چند تا علف هرز تصور می کنی!!! البته پخش سرودی که زمانی با خوانندگان آن در تجمع ها بدترین برخوردها می شد و در حال حاضر هم می شود آن هم از از صداو سیمایی که خود یکی از عوامل این سرکوب ها و بر خورد ها بود خود گویای وخامت اوضاع دارد.ظاهرا برای بر اندازی دولت توسط صدا و سیما از همان ابزار هایی استفاده خواهد شد که زمانی خود صدا و سیما شدید ترین و تند ترین حمله ها را نسبت به آن داشته است.اینجاست که باید گفت فاصله حلال و حرام و خوب و بد در این مملکت یک چیز است و آن هم کسب قدرت است.

+ نوشته شده توسط کاکوچ در دوشنبه 22 آبان1385 و ساعت 11:16 AM |

٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت

با بسيج همگاني سانسور را به عقب برانيم

 

ما همگان را فرا مي خوانيم که از روز ٧ نوامبر (١٦ آبان) ساعت ١١ تا چهارشنبه ٨ نوامبر (١٧ آبان) با پيوستن به ما بر روی سايت گزارشگران بدون مرز عليه سانسور مبارزه کنند

 

هم اکنون در سراسر جهان ٦٠ وب نگار معترض فقط برای آنکه بر روی اينترنت عقيده خود را بيان کرده اند، در زندان بسر مي برند . آنچه که در بسياری از کشورهای جهان امری آسان و آزاد محسوب مي شود در ١٣ کشور جهان ممنوع است. در چين در مصر و در تونس ابراز عقيده در وبلاگ و يا بر روی سايت مي تواند به زنداني شدن منجر گردد. برای نپذيرفتن سانسور و حساس کردن افکار عمومي  گزارشگران بدون مرز برای اولين بار دعوت به تظاهراتي بزرگ بر روِی اينترنت مي کند :

 

٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت

ما و همگان، کاربران، وبلاگ نويسان، روزنامه نگاران، دانشجويان و... را دعوت مي کنيم با يک کليک ساده سانسور را محکوم کنند.

 

چگونه در اين تظاهرات بزرگ شرکت کنيم :

از روز سه شنبه ٧ نوامبر (١٦ آبان) ساعت ١١ تا چهارشنبه ٨ نوامبر (١٧ آبان) همان ساعت، سايت گزارشگران بدون مرز www.rsf.org  به اين امر اختصاص مي يابد.

 

تظاهرات اينترنتي : با اتصال به سايت گزارشگران بدون مرز ١٣ دشمن اينترنت در جهان را شناسايي کنيد و بر روی نقشه ای (فلش) کليک کنيد تا نقاط سياه  شبکه وب را از سانسور پاک کنيد. هر کليک شکل ديگری از نقشه ی جهان را عرضه خواهد کرد. هدف اين است که شبکه اينترنت در ٢٤ ساعت به کشورهایي که آنراسانسور مي کنند راه يابد. همه ی آرا شمارش مي شوند و به گزارشگران بدون مرز اجازه مي دهد با تواني بيشتر اقدامات کشورهايي که فضای آزاد وب را سانسور مي کنند، افشا کند.

 

پيامي برای جری يانگ (Jerry Yang) بنيانگذار ياهو ارسال کنيد

 

با بازديد از سايت گزارشگران بدون مرز همه کاربران جهان اين امکان را مي يابند که با کاميپوتر خود برای جری يانگ (Jerry Yang) بنيانگذار ياهو پيامي ارسال کنند. گزارشگران بدون مرز متعهد مي شود که اين پيام را به دست ايشان برساند. 

چرا ياهو : برای آنکه اين شرکت اولين موسسه ای است که موتور جستجو گر خود را برای خوش آمد مقامات چيني سانسور کرده است. با پليس که معترضان و گزارشگران مستقل را دستگير و به زندان محکوم مي کند همکاری دارد. برای مثال روزنامه نگار چيني شي تا او بر پايه گزارشاتي که شرکت ياهو در اختيار پليس نهاد به ١٠ سال زندان محکوم شده است. اين شرکت ميزباني آدرس الکترونيکي روزنامه نگار را برعهده داشت. محکوم کردن ياهو محکوم کردن همه ی شرکت های بين المللي ست که به اينگونه اقدامات دست مي زنند و از سوی گزارشگران بدون مرز افشا شده اند. 

 

وبلاگ خود را بر روی rsfblog  بسازيد

 

گزارشگران بدون مرز سکوی وبلاگ خود را راه اندازی مي کند. با ساختن وبلاگ خود بر روی  www.rsfblog.org

گزارشگران بدون مرز را در حمايت از کاربراني که برای ابراز عقيده خود با ممنوعيت ها مبارزه مي کنند، ياری کنيد. هر هفته "جهان از نگاه وبلاگ" نقطه نظرات وبلاگ نويسان جهان ا در باره ی يک موضوع را منتشر مي کند.

 

سايت عربي  گزارشگران بدون مرز

سايت گزارشگران بدون مرز پيش از اين به زبانهای فرانسوی، انگليسي، اسپانيايي، و فارسي با بيش از ٢٠٠٠٠٠ بازديد کننده در ماه بکار مشغول بودند.  روز ٧ نوامبر سايت عربي با گزارش و اخباری از آزادی مطبوعات راه اندازی مي شود.

 

+ نوشته شده توسط کاکوچ در یکشنبه 14 آبان1385 و ساعت 11:17 PM |
1

2

+ نوشته شده توسط کاکوچ در چهارشنبه 3 آبان1385 و ساعت 7:40 PM |

فتو بلاگ کسوف ـ آرش عاشوری نیا

Ali Akbar Mousavi khoeni  -آزادی موسوی خوئینی   Ali Akbar Mousavi khoeni  -آزادی موسوی خوئینی   Ali Akbar Mousavi khoeni  -آزادی موسوی خوئینی   Ali Akbar Mousavi khoeni  -آزادی موسوی خوئینی   Ali Akbar Mousavi khoeni  -آزادی موسوی خوئینی

+ نوشته شده توسط کاکوچ در دوشنبه 1 آبان1385 و ساعت 2:26 AM |

آزادی و دیگر هیچ 

+ نوشته شده توسط کاکوچ در یکشنبه 30 مهر1385 و ساعت 0:30 AM |
موسوی خوئینی آزاد شد
موسوی خوئینی آزاد شد

ادوار نیوز: مهندس سید علی اکبرموسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در دوره ششم مجلس و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوارتحکیم وحدت) از بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات در اوین آزاد شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران، زهره اسلامیان همسر مهندس موسوی خوئینی با اعلام این خبر گفت : همسرم سرانجام پس از 130 روز بازداشت غیرموجه، شامگاه شنبه 29/7/85 با قرار وثیقه یکصد و پنجاه میلیون تومانی و بهمراه یک کفالت معادل آن آزاد شد.

همچنین مهندس علی اکبر موسوی خوئینی ساعاتی پس از آزادی در اظهارات کوتاهی ضمن رد مجدد کلیه اتهامات منسوب به خود ، اظهار داشت : بازداشتم را تاوان فعالیت های مفید و موثر خود در دوران نمایندگی مردم تهران و جنبش دانشجویی در مجلس ششم، پی گیری امور زندانیان وبازداشتگاه های غیرقانونی، نقد عملکرد صاحبان مقام و قدرت و ایفای مسئولیت در سازمان ادوارتحکیم وحدت به ویژه نقد عملکرد دولت نهم در مدیریت پرونده هسته ای و ... می دانم.

دبیرکل سازمان ادوارتحکیم وحدت در ادامه گفت : لازم می دانم از کلیه اشحاص حقیقی و حقوقی از جمله همه احزاب و تشکل ها، عزیزان و فعالان سیاسی – اجتماعی ، جامعه تخصصی و دانشگاهی و بویژه سازمان متبوع خود ، جنبش دانشجویی و در راس آن دفتر تحکیم وحدت و وکلای گرامیم (سرکار خانم شیرین عبادی ، آقایان دکتر محمد شریف و دکترعبدالفتاح سلطانی) که به انحاء مختلف در دفاع از حقوق شهروندی و آزادی اینجانب تلاش نموده اند، قدردانی و سپاسگزاری نمایم.

موسوی خوئینی افزود: با توجه به رد اتهامات غیر موجه که عمدتا مربوط به ایفای وظایف دوران نمایندگی و فعالیت های قانونی پس از آن بوده ، امیدوارم قضاتی منصف حکم منع تعقیب و برائت اینجانب را صادر نمایند.

وی خاطرنشان کرد: انشاا... همچنان فعالیت هایم درعرصه های اجتماعی ، حقوق بشری و سیاسی بر مدار قانون و با مشی مسالمت آمیز و مدنی در چارچوب استراتژی های عقل جمعی در سازمان ادوارتحکیم وحدت در کنار فعالیت های تخصصی و حرفه ای ام ادامه خواهد یافت .

+ نوشته شده توسط کاکوچ در یکشنبه 30 مهر1385 و ساعت 0:12 AM |

جنبش دانشجویی در سال ۱۳۸۵- از نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده توسط کاکوچ در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 1:35 AM |
یک حقیقت فقط هست بر جا:

آنچنانیکه بایست ؛ بودن!

یک فریب است ره جسته هر جا:

چشم ها بسته؛ بایست بودن!

ما چنانیم لیکن؛ که هستیم.

پیشنهاد شعر از : مهرنوش

+ نوشته شده توسط کاکوچ در شنبه 29 مهر1385 و ساعت 1:17 AM |
شرق را بستند، روزگار سقط جنين شد و ... _ نیک آهنگ کوثر
 
خيال می​کنيد دلشان برای کسی سوخته؟ برای فرهنگ مملکت؟ برای خانواده​های خبرنگاران و بچه​های فنی؟

وقتی نوابغ تحليل​گر سياسی گفتند که شرق به زودی باز می​شود، می​شد لبخند تلخ بچه​های شرق را ديد، که ديگر از اين حرف​ها خسته شده بودند. وقتی عطريان تخم​مرغ​هايش را جای ديگر بچيند می​توان فهميد اميدی به شرق نداشته است. وقتی می​گويد مجوز همشهری و جام​جم هم سياسی نيست و آنها که صفحه سياسی دارند چرا آزادند؟ می​داند چه می​گويد. خودش سال​ها همه جور استفاده سياسی از همشهری کرده و چم و خم راه را هم خوب بلد است.

خودم هم اينقدر به وجود اين روزگار دل نبسته بودم که حتی تبريکی به بچه​هايش بگويم. انگار طفل نارسی بود که لوله اکسيژن محفظه​اش را بستند.

برای کسانی که در يک روزنامه واقعی کار نکرده​اند، قابل درک نيست که تعطيلی چه معنايی دارد! حال گيرم کسی از راه دور يادداشتی می نويسد، ولی مهم بچه​های رسمی و واقعا روزنامه​نگار هستند که نان​شان بريده شده.

ديروز شرق را بستند، امروز روزگار را نفله می​کنند، و فردا چه؟ قرص ضد حامله​گی مطبوعاتی به همه می​خورانند؟
خجالت دارد!

از الان دارند برای بچه​ها خط و نشان می​کشند، تهديدها شروع شده...برای چه؟ چرا نمی​خواهند بفهمند که روزنامه​نگار فقط وقايع نويس است و بس! وقايع اتفاقيه را ثبت می​کند! از چه می​هراسند؟

هر روز که بايد خبرها را جستجو کنم، جای خالی شرق را لمس می​کنم و می​بينم که هيچ چيز جايش را پر نکرده. اعتماد ملی هم بدک نيست، ولی شرق چيز ديگری بود.
+ نوشته شده توسط کاکوچ در پنجشنبه 27 مهر1385 و ساعت 2:26 PM |

ذکر احوال شیخ محمود نورالدین - ابراهیم نبوی

آن یوسف به صورت و جمال، آن رستم دستان به هیبت و کمال، آن محمود اهل یقین، آن معروف زمان و زمین. آن نادره دوران، آن آمده از بلاد ارادان، آن مظهر زیبایی و جمال، آن مصدر دانایی و کمال، آن دائم السفر، آن زاینده شر، آن معاند قومپانی توتال و شل، آن فیلسوف آسفالت و تونل، آن مسافر دائمی قم، آن کاشف اورانیوم، آن دهنده اقوال خالی، آن رونده جزیره بالی، آن محفوظ هاله نور، آن صادره از صندوق به زور، آن نوشنده آبلیمو به جای کوکا، آن پوشنده کاپشن فرد اعلا، آن منجی سعیدلو از بیکاری، آن مولد وبا و حصبه و بیماری، آن دارنده باجناق های زیاد، آن صاحب العباد، آن آمده با مینی بوس از بیابان، آن منتخب شورای نگهبان، آن آکل نان و خرما و ماست، آن منکر هولوکاست، آن شیخ با سواد، آن مملکت را داده به باد، شیخنا و وتدنا و مولانا محمود احمدی نژاد، خورنده انواع موز بود، و تالی تلو چی توز بود.

نقل است که چون از مادر بزاد نعره برکشیده همی گفت: اووووه! پس هر کس از حکمای ارادان بود مجتمع شده و در کلمات وی به چند ساعت غور همی کردند. تا حکیمی گفت: طفل گوید که اگر مرا شیر دهید، کاری کنم که در سفره شما هرچه کاسه نهید پر از طلا شود. پس مادرش به سه سال وی را شیر همی داد و هر چه صبر کردند به کاسه شان طلا نیامده کاسه بشکست و سبو ریخت. پس چون به شش سال رسید، نعره برکشیده، همی گفت: اگر مرا به مکتب فرستید، پس کاری کنم که در سفره شما هر کاسه مسین به نقره بدل شود. پس وی را به مکتب نهادند. و از کرامات وی آن بود که هر چه کاسه مسین در خانه بود، غیب شد. پس چون به هجده سال رسید نعره برکشیده، گفت: اگر مرا به دانشگاه بگذارید، کاری همی کنم که سفره خانه تان پر از پول شود و هر که در دانشگاه با من آید گاگول شود. پس پدرش به چند سال آهنگری کرد و او را به دانشگاه بفرستاد و هر چه پول در خانه داشت به کاغذی پاره بدل شد و سفره شان از دعای وی بسوخت. پس چون به پنجاه رسید مردمان را نعره همی زد که اگر مرا حاکم خویش کنید کاری کنم که سفره تان پر از نفت شود. پس حاکمی بشد و کاری همی بکرد که وبا بیامد و بلا بیامد و انفجاری در خلا بیامد و از کرامات وی آن بود که نه نفت بماند و نه سفره و نه مردمان.

چون به سنین صباوت رسید، به طهران آمد و در آمدنش به طهران حکمای مختلف اختلاف همی کردند. شیخ الانبوه، هذا المهدی الچمران، که به عمری بیل به دوش همی داشت، در آمدن شیخنا به طهران همی گفت: « اذهب و اجلس فی بلد الطهران و ینتظر فی الانتخابات» ( ترجمه: وقتی اومد تهران گیر داد که من می خوام رئیس جمهور بشم، هی می پرسید: دفترش کجاست؟ دفترش کجاست؟» و شیخ الباجناقان، ثم زریبافان رضی الله عنه، در آمدنش به طهران بطور حزین آواز همی خواند: « وقتی رسید محمود هنوز نفس داشت، نشسته بود بره هاشو می لیسید.) و شیخ مهدی معروف به ابن الصغیر( مترجم: احتمالا منظور کوچک زاده است) در ذکر ورود شیخ به طهران همی گفت: « اشلونک؟ اذهب محمود بالطهران، سنه نه وار؟ فاک یو» ( ترجمه: چیه؟ اومد طهران دیگه؟ به تو چه عوضی؟ می زنم دهنتو صاف می کنم.)

در کرامات وی یکی نقل است که طی الارض می کرد. شیخنا متکی همی گوید که شیخ اعظم صبح در بلاد کفر موعظتی می نمود و شب در بلاد اسلام بود و وی را محمود طیار همی گفتند. شیخ علی لاریجانی از کرامات وی نقل کرد که چون کفار مروارید مسلمین از ایشان بدزدیدند شیخ به بلاد کفر برفتی و مروارید از آنان به چشم بر هم زدنی بگرفتی و چون به مملکت آمد از آن مروارید ده من کیک زرد پخت و هزار تن فقیر از آن کیک بخوردند و هر کس از آن می خورد از فقر خارج شده غنی همی شد. شیخ حسن روحانی معروف به جمال الدین در وصف کرامات او بگفت: شیخ چنان بود که هر چه به ده سال بافتیم به یک شب پنبه کرد و جز وی هیچ کس چنین نکرده بود. نقل است که چون خواست خرقه حکومت بپوشد و در خرابی ملک بکوشد، بلدیه طهران را همی گفت تا فقرای بلاد را اطعام مساکین کنند، پس به آنان نان و پنیر و خرما دادند و هر کس یک لقمه می خورد تا چند سال سیر بود، شیخ قالیباف نقل همی بکرد که تا ده سال بودجه بلدیه را برای همان نان و پنیر دادیم و این از کرامات شیخ بود که هر معجزتی می نمود صد کرور خرجش می شد. و شیخنا حداد عادل در کرامات وی همی گفت: شیخ چنان بود که زبان عجم را در چهل سال همی بیاموخت.

شیخ زریبافان در وصف وی بگفت که شیخنا چون به اجلاس روسای ملل برفتی از فرط جمال صورت و هیبت هیکل که در وی بود تا به سخن بیامد هاله نوری از وی ساطع شد و چون نطقش گشاده شد هر کس که در آن مکان بود زبانش بسته شد و صد تن از هیبت کلام وی لال شده و پنجاه تن از جمال وی دست خود به دندان گزیدند و تا شیخ به نطق مشغول بود هیچ کس چشم بر هم نزد و تمام این جمال و کمال از جانب خداوند بود. و چون این سخنان نزد شیخ آملی ببردند تا به یک سال به خواب نشد و دائم ورد همی خواند و حیران بود.

از شیخ محمود سخنان بسیار نقل است. شیخنا بگفت: « غربی ها از آزادی دو درجه می دن ما 360 درجه، خوب مال ما بزرگتره.» و نقل است که گفت: « من نگفتم که نفت می برم سر سفره مردم، به من چه» و گفت: « اسرائیل که چیزی نیست.» و نقل است که گفت: « حمله شان هم کشکه» و نقل است که گفت: « ترکی حرف می زنم، فارسی حرف می زنم، لری هم حرف می زنم، هر جا هم می رم به من می گن آی لاو یو»

شهرت شیخ چنان بود که مغنیان و نوحه خوانان در فراق وی که دائم السفر بود و وی را « زاد المسافرین» نیز گفتند، شعرها گفته، سخن ها سروده اند. یکی آنکه چون خواست به سفر برود، شیخ القدما، شیخ احمد الجنتی که هنوز سخن می گفت، به دست و پای بلرزید و از فراق وی ناله سر داده و گفت: « ای قشنگ تر از پریا، تنها تو کوچه نری یا، موساد و سیا دزدن، این تحفه رو می دزدن.» و نقل است که بنیامین که نوحه خوان بود، چون در محضر وی حاضر و کمال و جمال وی را بدید زززباننش بببند بیامده، مراثی و نوحه یکسر به کناری نهاده، اما چون در صف عشاق وی درآمده بود، دایم به زبان گفتی:« دنیا دیگه مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره، دلا همه بی قراره عشقه، اما عشقه که واسه تو بی قراره...» و نقل است که شیخ اندی از شیوخ اطراف لس آنجلس و بصره، چون به یک بار جمال بی مثال وی بدید، چنان شیفته راه رفتن و طرز حرکات وی شد که فرمود:« خوشگلها باید برقصن» و نقل است که شیخ منصور از مغنیان معروف که موی و گیس رها کرده و به چند سال در بیابان آواره بود، در وصف وی گفته است« دیوونه، دیوونه، دیوونه شو دیوونه، دنیا و قیل و قالش، همه رو بی خیالش.» و گویند که شیخنا محمود چون این وصف شنید سر به بیابان بنهاد و بطور چند ماه در بیابان های اطراف قم بیتوته کرده و روزی یک دانه خرما می خورد تا غولی در آنجا ظاهر شد و چون غول شیخنا بدید از ترس بگریخت.

و شیخنا رضی الله عنه، به سیصد سال عمر بکرد، از آن رو که 240 سال عزرائیل به دنبال وی سفر کرد و هر جا که رفت شیخنا از آنجا رفته بود. و چون خواست بمیرد آسمان سیاه شد و زمین بلرزید و مرغان جمع شده آواز همی خواندند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

+ نوشته شده توسط کاکوچ در پنجشنبه 27 مهر1385 و ساعت 2:17 PM |