تبليغاتX
کاکوچ

از ساعت نه صبح که به حسینیه ی ارشاد رسیدم کنار هر کسی که می ایستادم صحبت از آمدن کسی بود. کسی که باعث شده بود عده ی کثیری از مردم از ساعات اولیه ی صبح گرد هم آیند. مردمی که منتظر بودند پس از سالیان متمادی صدای این دانشمند روشنفکر را از نزدیک و نه از نوارها و سی دی ها بشنوند.او کسی نبود جز اندیشمند متفکر عبدالکریم سروش. چند روزی بود که به ایران آمده بود و پس از شرکت در سمینار صدمین سالگرد مشروطه قرار شده بود پس از سال ها دوری از وطن در حسینیه ارشاد سخنرانی کند اما ...

پنل اول با سخنرانی علوی تبار آغاز شد.حجاریان که از وضعیت گفتاری مناسبی برخوردار نبود مقاله اش را به مجری سپرد. محسن کدیور و دکتر ژند شکیبی سخنرانان بعدی بودند.بعد از سخنرانی این چهار تن پرسش و پاسخ از آن ها فرا رسید. حضار سئوالاتشان را در برگه هایی که در اختیارشان قرار گرفته بود نوشتند و هر کدام از سخنرانان (البته بجز حجاریان که خود را معاف کرده بود) به سه سئوال منتخب حضار پاسخ دادند.به این ترتیب پنل اول به پایان رسید و حضار برای نماز و پذیرایی از سالن خارج شدند و مجری مراسم شروع پنل دوم را ساعت ۱۳:۳۰ اعلام کرد که طبق برنامه اولین سخنران این بخش عبدالکریم سروش بود.

بعد از ساعتی استراحت دو طبقه ی حسینیه مملو از جمعیت شده بود و حاضرین خود را آماده ی شنیدن سخنان سروش کرده بودند.ساعت یک و نیم بود ولی هر چه نگاهت را می چرخاندی همه کس را می دیدی(از جمله : رضا خاتمی، هادی قابل،حسین انصاری راد و ...) اما از سروش خبری نبود.در همین حین مجری به پشت تریبون آمد و جمله ای گفت که نه می توان گفت خوشحال شدیم نه ناراحت. او گفت: خبر آمدن یا نیامدن آقای سروش را به شما نمی گویم فقط می گویم که ما هنوز منتظر آقای سروش خواهیم ماند. چیزی میان یاس و امید. ولی باز هم امیدوارانه مشغول گوش کردن به سخنرانی ها شدیم.سخنرانان بخش دوم حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ بودند و به علت کمبود وقت از برگزاری جلسه پرسش و پاسخ خودداری شد.ساعت سه بود که غذایی که تهیه شده بود بین حضار پخش شد و قرار شد که ساعت ۱۵:۳۰ پنل سوم و پایانی آغاز شود ...

ساعت سه و نیم در خالی که همه منتظر این بودند که مجری دکتر سروش را به پشت تریبون فرا بخواند خبری را به حضار داد که خستگی این روز کسل کننده را بر تنشان باقی گذاشت.او با صدایی افسرده و نگران گفت که دکتر سروش از آمدن به سمینار منصرف شده یا به عبارتی دقیق تر و صحیح تر منصرفش کردند. وی همچنین اضافه کرد که از ۴۸ ساعت پیش تلفن ها و پیام ها تهدید آمیز برای سروش ارسال شده تا او را از آمدن به اینجا منصرف سازند. و سروش هم به خاطر مصالح جمع از آمدن منصرف گردیده. مجری در حالی که در حال کنترل کردن عصبانیت خود بود گفت : ما از سروش به عنوان یک روشنفکر و صاحب نظر دعوت کردیم تا در اینجا به دور از هر گونه جنجال و هیاهو و در فضایی آرام به بیان دیدگاه هایش بپردازد ولی گویا نظرات او برای خیلی ها گران تمام می شده است او گفت ما اندیشه ی سروش را در این همایش ارائه خواهیم کرد ... . سپس مجری از پسر دکتر سروش که در جمع حاضر بود خواست متن مقاله ی پدر و همچنین بیانیه و در واقع شکوائیه ی او را از اینکه نگذاشتند در این مراسم حضور یابد برای حضار قرائت کند. یاس حاضرین را فرا گرفت ولی این یاس از شدت تشویق های ممتد حاضرین برای فرزند سروش نکاست...

سروش در این شکوائیه نا امیدی خود از دستگاه قضایی کشور را اعلام داشت و گفت کسانی که باید حافظ جان و امنیت من باشند خود ناقض امنیت و تهدید کننده ی جان من بودند . آنها نشان دادند چقدر تحمل شنیدن صدای مخالف خود هستند و چقدر به آزادی بیان و اندیشه پایبندند ... . در بخشی از این متن بیت شعری از حافظ آمده بود:

حالی برون پرده بسی فتنه می رود                                 تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند

که این بیت شعر برای حضار کافی بود تا علت نیامدن سروش را درک کنند. و وقتی پسر به نیابت از پدر شروع به خواندن مقاله کرد سرهای حضار به کرات به علامت تاسف تکان می خورد که ای کاش خود او اینجا بود و این جملات جسورانه را خود بر زبان می آورد. و اینگونه شد که با پایان یافتن مقاله ی سروش گویی سمینار به پایان رسید. عده ی زیادی از حاضرین با چهره هایی در هم سالن حسینیه ی ارشاد را ترک کردند. من هم حالتی بهتر از آنها نداشتم... .تنها چیزی که به ذهنم می رسید این بود:

دهانت را می‌بویند
مبادا گفته باشی دوستت ‌دارم
دلت را می‌پویند

مبادا شعله ای در آن نهان باشد
     روزگار غریبی است، نازنین!

و عشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه می‌زنند.
     عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

در این بن‌بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می‌دارند.

به اندیشیدن خطر مکن.
     روزگار غریبی است، نازنین!

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
     نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.

آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها
مستقر،
با کنده و ساطوری خونالود
     روزگار غریبی است، نازنین!

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را
بر دهان.
     شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس

     روزگار غریبی است، نازنین!

ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
     خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

+ نوشته شده توسط کاکوچ در پنجشنبه 26 مرداد1385 و ساعت 8:3 PM |

گزارش های تصویری از جمع آوری دیش های ماهواره در تهران :

ایسنا : پليس: سلام! لطفا درب را باز كنيد

پیک ایران : در را باز کنيد، برای بردن ماهواره های شما آمده ايم! - ۱

پیک ایران : در را باز کنيد، برای بردن ماهواره های شما آمده ايم! - ۲

 

 

+ نوشته شده توسط کاکوچ در پنجشنبه 26 مرداد1385 و ساعت 2:34 AM |

سمینار دین و مدرنیته: پنجشنبه ی این هفته

پنجشنبه ی این هفته از سوی مؤسسه ی گفت و گوی ادیان ما، سمینار دین و مدرنیته برگزار می شود. این موضوع، از مسائل جدی و ضروری دنیای امروز و کشور ماست. محمد رضا جلائی پور، دوست جوان و اهل فکر و فرهنگم دبیر این جلسه است و با کمک سایر همکارانمان تلاش فراوانی کردند تا این سمینار یک روزه، کاملاً تخصصی و علمی برگزار شود.

این سمینار در سه پانل انجام می شود. ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰ آقایان دکتر سعید حجاریان، دکتر ژند شکیبی، دکتر علیرضا علوی تبار و دکتر محسن کدیور سخنرانی می کنند. بعد از استراحت کوتاه و اقامه ی نماز و نهار مختصر در پانل دوم که از ساعت ۱۳:۳۰ آغاز می گردد آقایان دکتر سروش، حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ سخن خواهند گفت و در آخرین پانل این سمینار که از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹ برگزار می شود آقایان دکتر محمود صدری، دکتر مراد فرهاد پور، دکتر علیرضا شجاعی زند و دکتر سارا شریعتی دیدگاه های خود را ارائه می نمایند.

علاوه بر این سخنرانان از دکتر علی پایا، پروفسور براین ترنر، پروفسور گریس دیوی، دکتر داریوش شایگان، دکتر ابوالقاسم فنایی، پروفسور جوز کازانوا، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر مصطفی ملکیان، دکتر آرش نراقی، دکتر سید حسین نصر و دکتر محمدرضا نیکفر آثاری ارائه می کنند که در سمینار توزیع می شود.

جهت یادآوری این سمینار از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ روز پنجشنبه ۲۶ مرداد در حسینیه ی ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی برگزار می شود.

با توجه به این که این سمینار بدون تزئینات و حداقل مخارج برگزار شده و حتماً حرف های جدی و قابل استفاده ای ارائه خواهد شد، از همه ی صاحبان رسانه و به خصوص سایت ها و وبلاگ ها تقاضا دارم که به این خبر لینک بدهند تا امکان حضور افراد بیشتری به خصوص دوستان شهرستانی فراهم آید. شرکت در این سمینار برای همه آزاد است و هر کسی هم می تواند از طرف ما دوستانش را دعوت کند.

+ نوشته شده توسط کاکوچ در چهارشنبه 25 مرداد1385 و ساعت 12:50 PM |

به نام خدا

جناب آيت الله آقاي سيد محمود هاشمي شاهرودي                     

رياست محترم قوه قضايه

 با سلام
آنگونه كه حضرتعالي مستحضريد آقاي سيد علي اكبر موسوي خوئيني نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي در مجلس ششم و دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحکيم وحودت)  بيش از دو ماه است كه به اتهام حضور در تجمع آرام و مسالمت آميز تعدادي از زنان در ميدان هفت تير در بازداشت به سر مي برد و بنا به گفته شاهدان عيني در هنگام بازداشت ونيز در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است  و تاكنون نيز امكان ملاقات مناسب با وكلا براي ايشان مهيا نشده است.
 از آنجا كه مهندس موسوي خوئيني دبير كل يكي از احزاب رسمي و با مجوز وزارت كشور است ادامه بازاداشت ايشان نگراني هاي گسترده اي براي فعاليت هاي مدني وحزبي در دوره اخير ايجاد نموده و نشانه اي از دور جديدي از محدوديت ها براي فعاليت هاي قانوني و مسالمت آميز احزاب كشور قلمداد مي شود.
لذا ما امضاء كنندگان اين نامه به عنوان دبيران كل تعدادي از احزاب و سازمانهاي سياسي فعال كشور با توجه به نحوه برخورد و دستگيري و همچنين شرايط بازداشت و ادامه بازداشت ايشان كه مغاير با اصول قانون اساسي و قانون شهروندي مصوب مجلس ششم و ابلاغيه حضرتعالي مي باشد و همچنين نشانه اي از تهديد فعاليت هاي آزاد احزاب منتقد و برخورد با فعاليت هاي آزاد سياسي در كشور مي باشد از جنابعالي مي خواهيم نسبت به آزادي ايشان دستورات لازم را سريعا ابلاغ فرموده و دستور مقتضي براي برخورد با متخلفين را صادر فرماييد.
حبيب الله پيمان(جنبش مسلمانان مبارز)؛ عزت الله سحابي (نماينده فعالان ملي مذهبي)؛ اعظم طالقاني( جامعه زنان انقلاب اسلامي)؛ محسن کديور(انجمن دفاع از آزادي مطبوعات)؛ محسن ميردامادي(جبهه مشارکت ايران اسلامي)؛ ابراهيم يزدي(نهضت آزادي ايران)؛ رحمانقلي قلي زاده (مجمع دانش آموختگان ايران)؛ احمد حکيمي پور( حزب اراده ملت)؛ حسين مجاهد (حزب جامعه مدني اسلامي)

                                                                                                                  منبع : پیک ایران

+ نوشته شده توسط کاکوچ در چهارشنبه 25 مرداد1385 و ساعت 12:34 PM |

...مرا اگر خود نبود اين بند، شايد بامدادي همچو يادي دور و لغزان،
مي گذشتم از تراز خاك سرد پست ...

جرم اين است !
جرم اين است !

+ نوشته شده توسط کاکوچ در دوشنبه 23 مرداد1385 و ساعت 10:19 PM |

با تو آسان می شد از دست سیاهی ها گریخت

رو به سـوی ظلمت شــب های بـــی فردا گریخت

 

بــــــی تـــو ای آزادی ای والا کــــــلام

گر نباشــــی در میان باید که از دنیا گریــــخت

                                                                                                         

                                                                                                          عکس از : دانش سرخ

+ نوشته شده توسط کاکوچ در دوشنبه 23 مرداد1385 و ساعت 9:12 PM |

اسانلو آزاد شد(۷ عکس)

Mansour Osanlou -آزادی منصور اسانلو       

منبع : فتو بلاگ کسوف                                                                                                      

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کاکوچ در پنجشنبه 19 مرداد1385 و ساعت 2:29 PM |

َdamavand -همایش یکصدمین  سال مشروطه  -مصطفی معین و عبدالکریم سروش  - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- عبدالکریم سروش و محسن کدیور  - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- مصطفی معین و سید محمد خاتمی   - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- سید محمد خاتمی و عبدالله نوری   - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- عبدالواحد موسوی لاری ، کمال خرازی، ابراهیم یزدی و الهه کولایی   - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- سید محمد خاتمی و عبدالله نوری   - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- سید محمد خاتمی و عبدالله نوری   - َdamavand همایش یکصدمین سال مشروطه- سید محمد خاتمی    -

عکس اول: مصطفی معین و عبدالکریم سروش
عکس دوم: عبدالکریم سروش و محسن کدیور
عکس سوم: مصطفی معین و سید محمد خاتمی
عکس چهارم: سید محمد خاتمی و عبدالله نوری
عکس پنجم: عبدالواحد موسوی لاری ، کمال خرازی، ابراهیم یزدی و الهه کولای
عکس ششم: سید محمد خاتمی و عبدالله نوری
عکس هفتم: سید محمد خاتمی و عبدالله نوری
عکس هشتم: سید محمد خاتمی  

                                                                                           منبع:کسوف

+ نوشته شده توسط کاکوچ در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 12:20 PM |

مفايسه کنيد با تظاهرات مسالمت آميز اخير زنان در ميدان هفت تير که مورد سرکوب وحشيانه نيروهای انتظامی و امنيتی قرار گرفت

                                                                                                                 منبع : فارس نیوز

+ نوشته شده توسط کاکوچ در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 11:43 AM |

نامه سرگشاده پدر و مادر اکبر محمدی : آثار واضح شکنجه بر پيکر فرزندمان! نبش قبر و كالبد شكافی اكبر را خواستاریم

خلاصه ای از وضعیت جنازه ی اکبر:

نيروهای امنيتی و اطلاعات حكومت جبار و خودكامه جمهوری اسلامی بدن عريان فرزندم را داخل اتومبيل استيشن با وضعيت نا مناسب قرار دادند و ما را تهديد كردند در صورت برگزاری مراسم تشيع جنازه و ايجاد هر گونه تنش جنازه اكبر را به تهران برمی‌گردانند و بصورت پنهانی دفن خواهند كرد و حتی آدرس محل دفن را نخواهيم داد و همچنين تهديد كردند كه در صورتيكه با شرايط ما موافقت ننماييد به منوچهر مرخصی نمی‌دهيم. آقای سعيد اشرف‌پور دائی اكبر در موقع شستن و كفن كردن اكبر حضور داشت و آنچه ديده بيان داشت:
چشمانش و دهانش باز بود و پيشانيش ورم كرده و دندانهايش از دهان بيرون زده بود. كاسه سرش شكسته بود و از ناحيه زير گلو تا شكم دوخته شده بود و پشت اكبر نيز پاره و دوخته شده بود. كتف و بازو ، پشت ، بالای شانه و كف پاها هم كبود بود، شكمش فرورفته و دنده‌هايش بيرون زنده بود و در موقع شستن از ناحيه پشت سر و درون گوش خون می‌آمد كه پنبه گذاشتيم. انگشتان دستهايش جمع شده بود، دور پيچ‌های دست و پايش كبود بود و هاله‌ای از كبودی دور چشمانش گرفته بود و وزن اكبر كه قبل از اعتصاب غذا نو و پنج كيلو بوده به حدود چهل و پنج كيلو تقليل يافت. من و همسرم باتفاق اقوام وآشنايان در زمان دفن، جنازه اكبر را بشرحی كه در بالا توصيف شد مشاهد نموديم جنازه شبيه اكبر نبود و انگار قبل از آوردن به آمل بشدت گريم شده بود.(برای كم نشان دادن آثار شكنجه) جنازه اكبر چنان وضعيت نامناسبی داشت كه در زمان نشان دادن جنازه به دائی ديگرش آقای عليرضا اشرف‌پور، پزشك پزشكی قانونی پس از بيرون كردن نيروهای اطلاعاتی اظهار داشت شما می‌توانيد بدون هيچ نگرانی و ترسی شكايت نمائيد. در پايان از تمامی سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشر در خواست نبش قبر و كالبد شكافی اكبر برای تعيين علت مرگش را داريم. در ذيل ورقه اقوام و آشنايان كه جنازه را مشاهد نمودند و اظهارات فوق تاييد می‌نمايند.

محمد محمدی ، پدر اكبر محمدی (امضاء)
گل‌جهان اشرف‌پور، مادر اكبر محمدی (امضاء)

رونوشت به:
دفتر سازمان ملل
دفتر سازمان حقوق بشر
دفتر ديده‌بان حقوق بشر
دفتر پزشكان بدون مرز
دفتر خبرگزاری‌ها و نشريات داخل و خارج از كشور

                                                                                                                 منبع : ادوار نیوز

+ نوشته شده توسط کاکوچ در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 7:50 PM |

ادوار نیوز : اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران ،‌ دفتر تحكيم و جبهه متحد دانشجويي كه در جريان سفر به آمل براي شركت در مراسم اكبرمحمدي دانشجوي درگذشته در زندان اوين ، در پاسگاه گزنك بازداشت شده بودند ، آزاد شدند .
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز از آمل ، اين دانشجويان اعلام كردند كه در مدت شش ساعت بازداشت در اين پاسگاه از تمامي آنها بازجويي شده و پس از هماهنگي با اطلاعات تهران و اعلام اسامي به مراجعي در تهران آزاد شده اند .
ماموران نيروي انتظامي در اين پاسگاه به دانشجويان گفته اند كه بر اساس نظر شوراي تامين استان و وزارت اطلاعات قرار است به هر طريق از حضور دسته جمعي آنان در  مراسم اكبر محمدي جلوگيري شود .
همچنين اين گزارش حاكي است كه نيروهاي انتظامي قصد داشتند تعدادي از دانشجويان را در بازداشت نگاه دارند كه با توجه به اعتراض ساير دانشجويان و عدم ترك محل تا آزادي كامل همه دانشجويان ، ماموران كليه دانشجويان را آزاد كردند .

+ نوشته شده توسط کاکوچ در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 7:40 PM |

پیک ایران : صبح روز جمعه ده ها نفر از فعالین دانشجویی که به قصد شرکت در مراسم ختم اکبر محمدی از تهران عازم آمل بودند، قبل از رسیدن به آمل، در پلیس راه گردنک، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد که به وسیله دو دستگاه مینی بوس ساعت 7 بامداد جمعه از تهران خارج شدند، ساعت 9 اتومبیل هایشان توسط نیروهای امنیتی متوقف شده و همگی بازداشت شدند. در میان افراد بازداشت شده اسامی افرادی چون محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، حنیف یزدانی، هومن کاظمیان، علی عزیزی، معصومه لقمانی، علی ملیحی، حبیب حاج حیدری، علی جمالی، سمیرا صدری، بهاره هدایت، ایمان براتیان و ... به چشم می خورد. محمد هاشمی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم، ظهر امروز طی تماسی با منزل عنوان داشت، بازداشت شدگان منتظرند تا ساعت 3 بعدازظهر با همراهی نیروهای امنیتی تحت الحفظ به تهران بازگردانده شوند. اما بیم آن می رود پس از انتقال این افراد به تهران همگی بازداشت شوند و یا دست کم برخوردی که با بازداشت شدگان تجمع زنان شد با فعالین سیاسی-دانشجویی بازداشت شده بشود. گفتنی است در تجمع زنان که در خردادماه امسال برگزار شد، بیش از 70 نفر دستگیر شدند که به مرور زمان همگی آن ها آزاد شدند اما در آن میان علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده شجاع دوره ششم مجلس و دبیرکل سازمان ادوار تحکیم، از آن زمان در بازداشت به سر می برد.آخرین گزارش ها حاکی از آن است که افراد بازداشت شده در حال انتقال به تهران هستند.

+ نوشته شده توسط کاکوچ در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 4:35 PM |

اکبر محمديکميته دانشجوئي گزارشگران حقوق بشر : اکبرمحمدی دانشجوی زندانی دیشب در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حالی که از دو روز پیش دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شد و تلاش پزشکان زندان نیز برای احیای وی بی نتیجه ماند. اکبر محمدی در ساعات پایانی شب گذشته از دنیا رفت.

هم اکنون پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است.

دیروز همزمان با بازدید هیئتی ازمجلس از زندان اوین، اکبر محمدی را در اتاقش با زنجیر به تخت بسته و دهان وی را نیز بستند و در حالی که او را کتک زده بوده به بند 350 بازگرداندند . به گفته ی زندانیان آثار ضرب و شتم بر بدن وی کاملا مشهود بود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر این ضایعه را به جامعه آزادیخواهی ایران تسلیت گفته و دستگاه قضایی ایران را مسئول مستقیم این فاجعه میداند.

منبع: دانش سرخ

+ نوشته شده توسط کاکوچ در دوشنبه 9 مرداد1385 و ساعت 9:39 PM |